حس


این روز ها

حس های ناشناس دروبرم زیاد شده

هی خودشان را به دیوارشیشه ای تنهاییم میکوبند

همش تقصیر این روزگار لعنتیست

یادم باشد گوشش را بپیچم

شاید ادب شود

تقصیر خودش است

به این روزگار لعنتی گفته بودم

کاری به کارقلب شیشه ایم نداشته باشد

از خورد شدن میترسم

امضاء:ملیحه کی پور

۱۰:۳۴

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan