خودنورد

گشتم خودمو چه چیزا که نیافتم ...


من یک موجود دوپام مث همه شما فقط با این خصوصیات که ...

24 سالم شده و به قول یه دوستی خرس گنده شدم ولی هنوزم که هنوزه میترسم

که شبا تنها تو یه اتاق بخوابم

هنوزم که هنوزه از آمپول میترسم

هنوزم که هنوزه مث بچگیا تا یه هلیکوپتر که الان اسمش شده بالگرد رو تو آسمون

 میبینم به قول محیا مث اسب یورتمه میرم سمت حیاط که چی؟ که واسه خلبانش

دست تکون بدم و یه دستمو بگیرم جلو دهنمو داد بزنم حالا خوبیش اینه که همیشه

 خودم میدونم که خلبانش نه صدامو میشنوه نه دست تکون دادنمو میبینه

همیشه میخندم و این بزرگترین نعمتیه که خدا بهم داده  کلا آدم شوخی هستم و تو

 جمع دوستام همیشه جام خالیه البته وقتایی که کنارشون نیستم

خیلی دل گنده ام و همین خصوصیتم باعث شده که یه جورایی سنگ صبور دوستام

 باشم واونا هم همیشه دردو دلاشونو به من میگن کلا دست به مشاورم خوبه و اینو

 مدیون 100 واحد روانشناسی بودم که تو دانشگاه پاس کردم

به ظاهر آدم بیخیالی هستم که زیر بار مشکلات کمرم خم نمیشه ولی کسی

نمیدونه که از تو داغون میزنم

به همه خوب روحیه میدم در حد لالیگا

برعکس ظاهر همیشه خندونم دیگران فکر میکنن که من اصلا عصبانی نمیشم در

صورتی که خیلی زود سر کوچکترین چیزی عصبانی میشم و مثل بمب منفجر میشم

 از اون طرفم به نیم ساعت نمیکشه که آتیشم خاموش میشه

تو منت کشی هم رتبه اولو دارم اصلا برام مهم نیست که پیشه طرف ممکنه که

کوچیک بشم اصلا فکر نمیکنم که  ممکنه منت کشی چیز خفت باری باشه فقط دلم

میخواد زودتر از دل کسی که مورد غضبم واقع شده دربیارم کودورت به وجود اومد رو

آدم مغروریم باز برعکس ظاهرم ولی پاش بیافته غرورمو زیر پام له میکنم (مواقعی که

 عازم هستم برای منت کشی)

برعکس همه خانوما دخترا به طرز وحشت ناکی از طلا و جواهر متنفرم از سبزی پاک

 کردن بیزارم از کله پاچه فراریم فوق العاده تنبلم عاشق خوابم یه وقتایی به این فک

ر میکنم که این دختر ا که ساعت 7 صبح بیرون تو خیابونا هستن با 7قلم آرایش چه

جوری و با چه توانی تونستن از خوابشون بزنن و صبح به این زودی وقت بذارن واسه

آرایش اصلا اینا ساعت چند از خواب بیدار میشن که این همه وقت میذارن واسه

آرایش؟

  هنوزم که هنوزه با دیدن شکلات کلی ذوق مرگ میشم

هنوزم که هنوزه وقتی یکی بهم میگه تو مثل اسمت با نمکی کیلو کیلو تو دلم قندو

 شکر آب میکنن

شعر میگم زیاد خیلی زیاد

تاحالا عاشق نشدم آدم عاشقم از نزدیک ندیدم یکی از آرزوهام اینکه یه ادم عاشقو از

 نزدیک ببینم که مثلا چه شکلیه

آدم عاشق میشه شکلش عوض میشه؟

غزل و قصید میگم ولی هیچ وقت وزنش جور در نمیاد همش خراب میکنمش ولی

شعر نو سپید و از پسش بر میام

دلم میخواد یه روز همه ازم بترسن و حساب ببرن

با بچه ها منظورم کوچولوهاست رابطم خوبه شاید بخاطر اینه که هنوزم مثل بچه ها

پر شرو شورم

پسرارو زیاد مسخره میکنم واین بدترین اخلاقمه خوب اون زمان که دانشجو بودم زیاد

این اتفاق میافتاد مثلا به یکیشون میگفتم جوجه اردک زشت به یکی میگفتم یخچال

 ساید بای ساید درس خون بودم و شیطون والانم پاش بیافته  و حالش باشه درسمو

 ادامه میدم تا دکتری

فرزند سوم وآخر خانواده هستم ولی برعکس بقیه ی ته تغاریا اصلا و به هیچ عنوان

لوس نیستم

علاقه ی خاصی به رادیو البته فقط شنیدنش دارم عاشق رادیو جوانم وتمام شبام و با

 اینجا شب نیستاش به صبح میرسونم

من خودم به تنهایی موءسس سلسله اشکانیانم  همیشه خدا اشکم دمه مشکمه

خیلی زود رنجم غصه ی همه رو میخورم  در حد مادرانه

زود دلم میشکنه و زود میبخشم  میگن مهربونم

بر عکس دخترای دیگه که از فوتبال چیزی سر در نمیارن من خدای فوتبالم  ورزشو

دوست دارم ورزشکارم (تکواندو کارم) ایروبیکم دوست دارم و انجامش میدم وقتایی که

 حسش باشه

زود با همه دوست میشم آدم اجتماعیی هستم رابطم با دیگران خوبه میگن خوب

حرف میزنم اونم مدیون مطالعاتم هستم که باعث شده دایره لغاتم افزایش پیدا کنه

کتابو دوست دارم  دوست دارم یه بار لیلی و مجنونو بخونم داستانشو میدونم ولی

دوست دارم یه بار خودم بخونمش امیدوارم یه روزی بشهحافظو دوست دارم البته فقط

 برا فال گرفتن خوندنش اشکمو در میاره

فیلم سینمایی دلشکسته رو 16 بار دیدم واین بزرگترین افتخارم محسوب میشه و

جالب اینجاست هر بارم با دیدنش کلی اشک ریختم

اول راهنمایی که بودم کتاب علوممو واسه امتحان 12 بار خوندم کلا به قوله دوستا

خرخون بودم ولی اعصاب خوردکن نبودم میگن دوست داشتنی هستم

با خودم زیاد حرف میزنم خیال پردازم اسمه خودمو تو آینه گذاشتم رها

بچه که بودم سر هر چیزی به همه حسودی میکرد حتی سر اینکه چرا فلانی باید از

 من بزرگتر باشه الانم که بزرگتر شدم حسودم ولی روی دور کنش همون جاها که

یکی هم سنه خودم از نظر علمی ازم میزنه جلو راستشو بخوای دلم میخواد سر به

 تنه طرف نباشه

همیشه خدا یادم میره عینک مطالعمو کجا گذاشتم تازگیا وقتی از خونه میزنم بیرون

گوشیمو تو خونه جا میذارم کلا حواسم کجاست معلوم نیست

هوای بارونی رو دوست دارم دونفره است دیگه کیف میده زیر بارون قدم بزنی

وقتی عصبانی میشم چشمام وزغی میشه با همون چشما هم یه خشم اژدها

واسه فرد مورد غضب میرم گلاب به روتون طفلکی دستشویی لازم میشه

موتورو بیشتر از ماشین دوست دارم

خیلی بدقولم و اصلا نمیشه رو قولم حساب کرد امروز به فلانی قول میدم فردا باهاش

 برم فلان جا فردا که میشه صد تا دلیل میارم که من نمیام خودت برو

نمیدونم چرا و چطور اما خیلی وقتا حس ششمم خوب کار میکنه

و...

تا حالا اینقد از نزدیک خودمو خصوصیاتمو نگشته بودم چقد خوبه که یه وقتایی به

خودمون سرک بکشیم

۲۳:۴۱

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan