شفاف سازی

اینجا دفتر مجازی دختریست که دلتنگی هایش را از قلبش در نوک انگشتانش جمع میکند و روی دکمه های کیبورد به حرکت در می آورد واژه به واژه ی آن حسی است که به آدم های اطرافش دارد حسی که آشنای خیلی هاست اما اگر خطی می نگارد برای آسودگی خیالش  برای فهماندن غلط های زندگی اش برای اشتباهاتش برای سرکوب دلسپردگی اش می نگارد ازنگاه گفتم از توجه از یک انسان از اینکه گاهی به نسیمی همه ی راه به هم می ریزد ...نه از گریستن نه از شاد نبودن نه ازلذت نبردن از زندگی خود من یک دخترم یک انسان انسانی که خدایش اورا اشرف مخلوقات خواند حق انتخاب دارم نه حق انتخاب شدن از نگاه گفتم از توجه...

از تو

همین بس

مرا به نگاهی

نگاهی که در جایی درون قلبم پنهان است و من گاهی به ملاقاتش می روم

اشتباه نکنید من هنوز شادم هنوز میخندم به نام و عشق همون خدایی که واسه همه دنیا نفسه واسه من همه کسه 


پ ن:

نوشته های پست قبلیم فقط بغض تنهاییم بود که شکست گاهی به سراغم می آید

آن مطلب را در آن وبلاگ خواندم فقط به سفارش تو دوست عزیز وگرنه مرا چه به عشق آن هم ممنوعش

۰۱:۳۲

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan