منقرض شوید لطفا

دوست ندارم نگاهی را که برای هرزگی به روی من می لغزد ،می لغزد و مثل خوره روحم را می خورد من از پسران و مردان شهرم بی زارم که تاج بی غیرتی بر سر گذاشته اند و خرامان خرامان میخزند و به شلوارهای تنگشان می نازند...
وقتی نگاه کثیف می شود
و او هار می شود
باید که قلاده بست،دور گردنش
امضاء: ملیحه کی پور
55

۱۶:۳۴
به یاد هم باشیم
۳۱ مرداد ۹۳ , ۱۸:۵۲
کجایی ؟؟؟
نیستی !

پاسخ :

هستم

به یاد هم باشیم
۲۴ مرداد ۹۳ , ۱۱:۳۱
نازی : دیوونه ست؟.
من : شده ‚ می گن تو جشن تولدش دیوونه شده
نازی : نازی !! چه حوصله ای دارند مردم
من : کپرش سوخت و مهماناش پاپتی پا به فرار گذاشتند
نازی : خوشا به حالش که ستاره ها را داره
من : رفته دادگاه و شکایت کرده که همه ستاره را دزدیدند
نازی : اینو تو یکی از مجلات خوندی
عاشقه؟
من : عاشق یه پیرزنه که عقیده داره دو دوتا پنش تا می شه
نازی : واه
من سه تاشو شنیدم ! فامیلشه ؟
من : نه
یه سنگه که لم داده و ظاهرا گریه می کنه
نازی : ایشاالله پا به پای هم پیر بشین خوردو خورک چیکار می کنن
من : سرما می خورن
مادرش کتابا را می ریزه تو یه پاتیل بزرگ و شام راه می اندازه
نازی : مادرش سایه یه درخته ؟
من : نه یه آدمه که همیشه می گه : تو هم برو ... تو هم برو
*شعر از حسین پناهی(نمیدونم چرا ولی تو یه سنی عاشق این شعر بودم!)[نیشخند]
غرض از مزاحمت ادرس وبم رو تغییر دادم
 شده این:www.yadka.blogfa.com
جای دو حرف اخرش عوض شده:)
پایدار باشی ملیحه  خانم[گل]

پاسخ :

چشم

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan