حوای تو بشم؟؟؟

دیشب تمام خواب را

پریشان قدم زدم

تا روی زخم های تو

مرهم بیاورم

توی سرم

می خواستم  تو تازه تر شوی

می خواستم با چشم هایت

 شاعری کنم

شاعر شوم من بازهم

با تو قدم زنم

اما نشد

انگار دستم نمی رسد

که باز  با تو و  هستی یکی شوم

یادم نرفته است

برایت مریم گرفته ام

پای همان قراری

که سلامم دهی

من همچنان شهاب وار میرسم

روزی به خانه ات

که سراسیمه ام شوی

از زیر سنگ هم شده آدم برای تو

 روزی به حوایت

نشانت می دهم


امضاء: ملیحه کی پور


۰۶:۴۹
به یاد هم باشیم
۲۰ شهریور ۹۳ , ۱۴:۵۷

تصویر جالب به همراه شعر زیبا

خسه نباشید بانو

پاسخ :

ممنون از لطفت

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan