چشمان شکلاتی

اینکه من از چشمان تو

شعری بسازم

مثل تمام شاعران، من دل ببازم

 غمگین شوم

گوشه نشین چشم هایت

تو زُل زنی من هم برایت

شعر بافم

چشمان تو آبی ، نه سبز و

شب سیاه است

چشمان تو مانند قهوه...

شکلات،است

شاید نگاه تو کمی تلخ و گزندس

اما، تو جای من،

نخوانده شعر دارند

شیرینی دارد تلخ کامی های چشمات

شیرین تر از اینکه

درونش شعر دارد؟

نه، من نمی گویم برایت شعر ار چشم

چشمان تو شهری غزل چون" تیله" دارد


امضاء: ملیحه کی پور

۱۷:۲۵
به یاد هم باشیم
۲۶ شهریور ۹۳ , ۱۴:۵۴

نامه ی پایانی گابریل گارسیا (درست نوشتم ایا؟)

خواندم بی نظیره بی نظیر...

پیشنهاد توپی بود

من دیووانه ی واژه هایی ام که عارفانه کنار هم صف می بندند:)


پاسخ :

اوهوم  :)
باران گلی P:
۲۶ شهریور ۹۳ , ۰۹:۱۵
به قولِ شاعر که میگه: تو خودت قند و نبـــــــــــآتی :)
شکلاتی ...    شکلاتی :))))
این شعر خیلی قشنگ بود دوسش داشتم :))
+ جناب، خَصوصی مون به دستتون رسید؟؟ ملاحضه فرمودین؟  جواب هم که نداشت لابد :|   عب نداره ....   :|

پاسخ :

عسلی یا که شیرینی چیزی نداری ....؟

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan