روزگارم...

قمر در عقرب های زندگی را میبینی؟همه اش یک جا روی سرِ من آوار شده است دلم میخواهد بیافتم به جان این عقرب تا میخورد, تا توان دارم بزنمش بلکن تمام این عقده های چندماهه ام خالی شود البته ناگفته نماند یک ترسِ ریز هم دارم و آن اینکه زیر مشت و لگدهایم عقرب نیشش را بزند و برود و من بمانم و درد کشنده اش... حالا تمام این ها به کنار مِن بعد میخواهم بخشی به انتهای پست هایم اضافه کنم با عنوان گفتارک که میتواند گاهی شامل حرف هایی باشد که جایی شنیده ام یا آیه ای از قرآن که دوستش دارم یا حدیث حتی تر میتواند از لابلای دست نوشته ها و شعر سروده هایم باشد..

. به هر حال گفتارک هایم 

می توانند خواندنی تر از متن اصلی پست هایم باشند





گفتارک:

قلب هرچقدر کوچک تر, محیط تنگ تر, کنار گذاشته هایت بیش تر #ملیحه_کی_پور





۱۷:۵۷

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan