من این صبرو مدیون لبخندتم

من صبورم گل گندمم

حتی همین حالا که میدانم اجازه ندارم آن جوین رابزنم و وارد خانه ات شوم

خب معلوم است وقتی گفتید برایتان ننویسم یعنی مایه ی عذابتان هستم پس 

 در تلگرام هم جایی ندارم 

از امروز دیگر  تلگرام جای من نیست جایی که جای همه کنار شما باشد و به من اجازه ورود نداده باشید را

دوست ندارم

من صبورم ...اما نمی دانم چرا از پنج ساعت پیش تمام تنم داغ است فکر میکنم 

دارم توی تب میسوزم پنج ساعت است پنج ساعت تمام به مادر هم نگفتم حتی 

تا صبح یا میمیرم یا خودش خوب میشود  این تب وامانده...

صبورم گل گندمم 


۰۰:۰۰

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan