یکشنبه های کانون

لحظاتی پیش این یکشنبه هم تمام شد گل گندمم

یکشنبه ها اصلاً و ابدا ً وقته هچ کاری را ندارم حتی درس خواندن الان تقریبا ً

یک ماه میشود که یکشنبه ها از صبح شهردخت و امور رسانه ی کانون درگیرم 

خب سرگرم میشوم میدانی گل گندمم اسمش کانون نیست اسمش همان نهادی

است که هر وقت سر همایش ها ی دانشگاه تهران از طرفش میروم آنجا و حواسم 

پرت میشود و لو میدهم بندگان خدا میترسند به جانه خودم من فقط در امور رسانه

 اش فعالیت دارم ولاغیر...

امروز صبح مسخره ترین اتفاق ممکن برایم رخ داد منکه تلگرامم را حذف

نصب کرده ام  نمیدانم کدام از خدا بی خبری با‌شماره من میخواست وارد تلگرام

بشود که کدش برایم ارسال شد از ترس اینکه مبادا هک بشوم دوباره نصبش کردم

و تأیید دو مرحله ایش را فعال کردم و یک رمز خصوصی برایش گذاشتم و دوباره 

حذف نصبش کردم ؛حالا خیالم راحت است که در غیبت پنج ماهه ام کسی نمیتواند

مرا هک کند

باید بعد از نماز صبح بیدار بمانم و درس بخوانم

برای ملیحه دیوانه ات دعا کن گل گندمم


۰۰:۰۰

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan