هواخوبه...

سلام حضرت دوری ...یابهتر بگویم گل گندمم 

امروز دلتنگی امانم رابرید و طاقتم سرآمد دست خودم نبودامور رسانه را پیچاندم و رفتم زیر سر شهر چقدررررهوای امروز تهران خوب بود تجریش‌ را که دیگر نگو ...همیشه تجریش و زیر سر شهرش وامامزاده صالح اش من را به یادتو میاندازد و ناخوداگاه این ترانه رو...

هوا خوبه توام خوبی منم بهتر شدم انگار

یه صبح دیگه عاشق شو به یاداولین دیدار...

زمزمه میکنم

تو ،گل گندمم اصلا من را بخاطر می آوری؟من را یادت هست ؟من هر وقت بیقرارت میشوم و بی طاقت پرمیکشم‌به تجریش و زیر سر شهر وامامزاده صالح اش؛اما تو چی؟ 

یکی ازآرزوهایم این است که روزی در تجریش ساکن شوم ...


من

گاهی چنان بدم که مبادا ببینی ام...

این منم تو عکس اینجا پله های ورودیشه از بازار به سمت حیاط

امام زاده صالح...

۰۰:۰۰

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan