تو رو صدا میزدم

باور کن دلم نمیخواهد اینطوری باشم خب دسته خودم که نیست ضعیف شده ام

و با هر صدایی تنم میلرزد نمونه اش همین صبح پنجشنبه با صدای زنگ مامان چنان 

از خواب پریدم که باز سر درد شدم یک درد شدیدها اصلا نتوانستم یک کلمه درس

بخوانم تا شب به خودم پیچیدم از درد مثلا بباید چه کسی‌را از دردم با خبر میکردم؟

وقتی هم که درد دارم چیزی از گلویم پایین نم رود ؛تا شب  چیزی جز آب  نخوردم

 انگار میرفتم به کما که با دستگاه گلوکومتر قند خونم را چک کردم...« میدونی؟67»

بود دو لیوان آب قند خوردم تا بهتر شدم و بعد ساعت هفت شب پنجشنبه خوابیدم

تا ده صبحه جمعه  تازه ،تازه...الان خوب شده ام.

پ.ن:

شاید باور نکنی گل گندمم آن وقتی که سرم زیر پتو بود از شدت درد یواشکی تو را

صدا میزدم ..صدام،صدام هیچ وقت بهت نمیرسه...

۰۷:۵۸

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan