توبه خونم تشنه ای این صحنه سازی ها بس است

من جا مانده ام میدانی کجا گل گندمم؟

در همان لحظه ای که اجازه نوشتن برایت را از من گرفتی ...

بعد از آن همه چیز برایم مثل قبل بود حتی زیبا تر از قبل من

ننوشتم برایت اما احساسم به تو قشنگ شد قشنگ تر و دوست داشتنی تر از

قبل ...


پ‌.ن:

ناراحتم ، حتی بیشتر از وقت هایی که احساس میکنم از من متنفری

۰۰:۰۰

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan