شنبه 3 بهمن 94 خورشیدی ساعت صفر

از ملیحه به جنابه شمای گل گندم (بابا لنگ دراز عزیزم)

سلام ای جان ِ جان ِ جانم

این روزها تمام وجودم درد میکند یا به قول شاعرکه میگوید :

قلبت که میزندسرمن درد میکند

این روزها سراسرمن دردمیکند...

جناب اخمالوی جذاب از من دلگیرهستید گل گندم عزیزم؟باید ببخشید این دختر دیوانه ی بهانگیر خیالباف را بابت دیر نوشتن نامه هایی که قرار نیست  به دستتان برسد ؛ ملیحه شما در گیرودار لحظات سخت زندگی اش تمام روزهایش را به شوق دیدنتان در خواب به شب میرساند و همه ی حواسش را برای شما جمع میکند در زیر حجم سنگین واژه هایش ...تا نکند سوز سرمای بهمن،بهمنگیر صدای مغرورانه ی مردانه تان بشود.

ملیحه ی شما دلش میخواهد گرم باشید ؛ آرام ،نفس به نفس هایش بدهید و فراموش نکنید که تنها شما را میخواهد ...تمامتان را...ای جناب شمای گل گندم(بابا لنگ دراز عزیز)

امضاء:ملیحه دیوانه ی شما گل گندمم

۰۰:۰۰

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan