تب دارم

بازم تب دارم

بازم به کسی نگفتم

بازم تا صبح باید دووم بیارم  و زیر لب یواشکی اسمت تو رو زمزمه کنم تو رو صدا میزنم گل گندمم...

تقصیر خودمه امروز با یه لا پیرهن تو حیاط زیر برف و سرمای بهمن نیم ساعت ایستادم حالا هم تب دارم ...

۲۳:۳۱

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan