من با دعاهای خودم پل میزنم به سمت تو ...گل گندمم

همه ی بغض تو گلوم رو جمع میکنم تو مشتم

میخوام بیارمش برای تو گل گندمم

میشه یکی ازون معجزه های قشنگت رو پل بزنی بین منو گل گندمم؟ آره عزیز خدایم؟

قلبم داره میترکه... از این همه دوری میترسم ...

پ.ن:

هی اسمت رو مینویسم اونم با میم مالکیت گل گندمم اینطوری

همش فکر میکنم معجزه میشه



۰۱:۲۹

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan