معجزه کن خدایا...گل گندمم

نبودنت ،غم این همه فاصله و بدتر از بد دلتنگی هایم جمع میشود سرانگشتانم و شُره میکند روی کلیدهای کیبورد...ترجیح میدهم چشم هایم را ببندم و خودم را غرق در خلسه ی نبودنت بیازارم و زار زار اشک بریزم ...ترجیح میدهم روزی هزار بار خودکشی کنم تا شاید وسط بی راهه ی برزخ آوای صدایت را باد توی مغزم پرواز دهد و جان بگیرم...ترجیح میدهم با همین چادرم وسط خیابان های تهران چشم بسته روی جدول راه بروم و به این فکر کنم هوای تهران بوی تو را میدهد ...


من به دستای خدا خیره شدم...

*گل گندمم*


امضاء :ملیحه کی پور

۱۴:۵۳

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan