ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم...گل گندمم

خودم را عذاب میدهم انگار قرار نیست آرام شوم 

جوری تمام این مسکن ها بی تأثیراند که باد به کوه...

میترسم از تمام کسانی که عاشقت هستند و این ترس رسوخ کرده است در تار و پودم و مغزم را درهم میفشارد و درد تمام سرم را فرا میگیرد و هیچ چیز تسکینش نمیدهد جز همین زمزمه ی آهسته ی اسمت گل گندمم


*گل گندمم

پ.ن:

اینستاگرام برام باز نمیشه حتی با این گوگل...معلوم نیس چشه 


۰۳:۱۳

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan