ای که گفتی به نگاهم نخی از ابریشم ...گل گندمم

اللهم حفِظْ مَحبوبی مِنْ جَمیعِ الْبَلایا...


ای که گفتی به نگاهم ، نخی  از ابریشم

سال ها هست؛ که هر دم به تو می اندیشم


به تو آری، به تو یعنی ، به صمیمیت دور

من و آیینه و بی تابی و تو ، عشق بلور


تو نه سایه ، نه خیالی و نه  چون تصویری

تو مثل معجزه ای شاد ، ولی دلگیری


ای که گفتی به نگاهم نخی از ابریشم

تو  همینجا و من هر دم به تو می اندیشم


به تو و زل زدنت های تو از دور به من

تا به سیری برسم؛ ثانیه ای پلک نزن


من و لبخند و سکوت و یه بغل حرص نگاه

تو به آیینه ی دل حک شدی از جنس  یه آه....


 من و هر لحظه نفس، آه... نفس نیست؛ تویی!

قلب من مثل قفس؛ باز قفس نیست؛ تویی!


تو اگر چند شب است آفت جانی داری

من و عشق تو و یک عمر به شب بیداری...


به گمانت که چه آسان به دلم پی بردی

راست گفتی! مگر اندازه ی من خون خوردی؟!


بله انگار سکوتم به نگاهت فهماند

یک نفر مثل خودت عاشق دیدارت ماند


من نه مثل تو، نه!من مثل شبی بی تابم

ماه اینجاست ؛ ولی من نگران ، بی خوابم


ای که گفتی به نگاهم نخی   از ابریشم!

تو همان لحظه ی نابی به تو می اندیشم!


به تو و عشق تو  در آیینه ی حس خدا!

به رسیدن به دل آینه و قاب دعا.


به همه حرف و الفبا که شده ورد لبت!

آن صفا ، آینه و شور شبانگاه شبت!


همه یکسر نفس ساده ای از جنس یه حس

عاشقی جرم و جفا نیست؛ به انکار برس!


راستی!!! آن شبح هر شبه از عشق من است!

شده لبریز و سراسر همه جا عشق یه دست...."


 (لاله ظری)

**گل گندمم**

۰۰:۰۰

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan