بی طاقتم ز شیدایی ...گل گندمم

بیا بیا که شدم در غم تو سودایی

درآ درآ که به جان‌ آمدم ز تنهایی

عجب عجب که برون آمدی به پرسش من

ببین ببین که چه بی طاقتم ز شیدایی


(مولوی)

**گل گندمم**



۰۱:۵۰

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan