ای ذکر...گل گندمم

من : از سر شب تا حالا هنوز تموم نشده
من ِ من: چی؟
من:ذکر اسمش...
من ِ من: لابد دونه های تسبیحت وصله به آسمون
من: آره ، یعنی همش پخشه تو آسمون
من ِ من: پس حالا حالا ها یه تسبیحت تموم نمیشه
من: میدونم
**گل گندمم**
(اللهم احفظ محبوبی من جمیع البلایا)
++از دیالوگ های من با منم
۰۱:۲۷

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan