شب های یلدایی من گل گندمم

سلام گل گندمم....

دلم برات خیلی تنگ شده...این دروغ نیست که میگم تموم شب ها برام شب یلداست

وقتی میدونم تو منو یادت نیست...منو فراموش کردی...

این فالمه تو شب یلدا قشنگه نه؟

...

سحرم دولت بیدار به بالین آمد//گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد

قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام//تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد

مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای//که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد

گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد//ناله فریادرس عاشق مسکین آمد

مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست//ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد

ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست//که به کام دل ما آن بشد و این آمد

رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار//گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد

چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل//عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد

...

**گل گندمم**

اللهم احفظ محبوبی من جمیع البلایا

۰۰:۳۴
هانیه شالباف
۰۳ دی ۹۵ , ۱۰:۲۸
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد ... :)

پاسخ :

گلی تو دختر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan