به یاد ِ اولین دیدار...گل گندمم

خوابش نبرد خاطره ها را قطار کرد...

تو یادت نیست اما من خوب یادمه هجده بهمن نودویک رو...

زیر سر شهر بود که من عاشقت شدم...زیر سر شهر ،ترانه بود،مترو بود،دفترچه ی یادداشت من بود،شونه ی راسته تو بود و اخم هات سایه بونه سرمون هم بوی امام رضا رو میداد(امامزاده صالح ،برادر امام رضای جان) مگه میشد من عاشقت نشم عزیز ِ دل ؟

**گل گندمم**

(اللهم احفظ محبوبی من جمیع البلایا)

ذکر روز:

ته قلبت هنوز باید یه احساسی به من باشه...

۰۵:۰۵
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

اینجا شب نیست

این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز...

بیخود نبود بعدِ تو با گریه
خط می زدم روزای تقویمو
دلشوره های بی تو ،بعد تو
آتیش زده چشم انتظاریمو...
امضاء:ملیحه کی پور
رمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت است
تنها همان چهار عدد گل گندمم
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan