دختری که دوست داشت خدا باشد

دختری که دوست داشت خدا باشد


12...

وی وقتی هیجان زده میشه اختیار صداش دست خودش نیست

11...

وی داره مقاومت میکنه که امروز نره باشگاه...
ولی ندایی از درونش میگه:
کور خوندی بیچاره امروز باید حسابی بدویی

10...

بعضی جاها فقط باید مرد.

9...

احساس میکنم مردم هیچکس ازم خبر نمیگیره.


8...

به زور نه میشه حرف زد

نه میشه راه رفت

 نه میشه غذا خورد

به زور نمیشه کاری انجام داد


۱ ۲ ۳ . . . ۱۱ ۱۲ ۱۳
Designed By Erfan Powered by Bayan